![]() |
![]() |
|
| دنیای منی عزیزه دلم... |
|
*
*
*
*
*
*
* |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 دی1385ساعت 19:13 توسط نوید (تنهائی) |
|
|
سلام خیلی شرمنده خیلی طول کشید تا آپ کنم
چون سرم خیلی شلوغه و مشغله کاری اجازه نمیده ولی سعی میکنم از این به بعد زود به زود آپ کنم در ضمن نظر یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 18:7 توسط نوید (تنهائی) |
|
ای عشق همه بهانه از توست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:55 توسط نوید (تنهائی) |
|
اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم ، مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم ،آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم ولي افسوس كه نه بارانم ،نه اشك ،نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:51 توسط نوید (تنهائی) |
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:45 توسط نوید (تنهائی) |
|
|
اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:40 توسط نوید (تنهائی) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:32 توسط نوید (تنهائی) |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟... من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند... براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟... من هم با بي حوصلگي نوشتم: .....بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما............. زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم..... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 17:30 توسط نوید (تنهائی) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق و رفاقت |
|
RSS
|